مدرسه عالی تفسیر علامه لطفعلی لطفیان سرگزی قبلا وابسته به مؤسسه در راه حق فعالیت علمی و آموزشی خود را داشت،

برکت یعنی خیر مستمر بی‌کرانه

وقتی خداوند تبارک و تعالی می‌خواهد خودش را معرفی کند با همین کلیدواژه معرفی می‌کند: «تبارک الذی بیده الملک». هر چیزی به خدا نسبت پیدا کند خیر مستمر بی‌کرانه می‌شود. نمونه‌های آن در قرآن آمده است. مثلا قرآن منسوب به حضرت حق است و به مبارک بودن توصیف شده است. چه خیری بالاتر از قرآن است؟ فقط یک آیه آن کافی است که بشریت برای همیشه سر به سجده داشته باشد. این وحی در سلسله نبوی خودش به خاتم رسیده و در محیط خاتم تبدیل به قرآن شده است. این یک مثالش است. گاهی یک خانه برکت است مثل کعبه که در قرآن به عنوان بیت مبارک توصیف شده است. یک مثال دیگرش درخت است. خدا در قرآن سخن از یک شجره مبارکه به میان می‌آورد. اگر ظاهر آیه منظور باشد درخت زیتون است که خدا در جای دیگری هم به آن قسم خورده است. اگر باطن آیه منظور باشد شجره آل محمد(ص) است که در جای دیگری به عنوان شجره طیبه از آن نام برده شده است.

پس همه چیزهایی که به خدا نسبت پیدا می‌کند اینطور است. حتی زمان هم می‌تواند مبارک باشد مثل شب قدر که قابل مقایسه با هزار شب نیست و قرآن از این شب به عنوان «لیله مبارکه» نام می‌برد. وقتی نوبت به انسان می‌رسد آن انسانی که وجودش خیر جامع و مستمر است، یعنی هم اخلاقش خیر است، هم عزتش خیر است، هم دارایی‌اش خیر است، هم معنویتش خیر است، آن هم خیر وسیع و گسترده، چنین کسی مبارک است. این مرتبه، مرتبه‌ای است که حضرت عیسی خودش را به آن توصیف کرده و خود را «مبارک» نامیده است.

نقطه کانونی بحث ما همین انسان است. وقتی خدا انسان را خلق کرده به لحاظ تکوینی وجود او را از مبانی خیر سرشار کرده لذا در آفرینش او خداوند به خودش مبارک باد می‌گوید. وقتی سیر آفرینش انسان را می‌گوید در نقطه پایانی به خودش مبارک باد می‌گوید. معلوم می‌شود این مخلوق نسبت خاصی با خدای تعالی دارد و در آن نسبت این مخلوق می‌تواند جلوه برکت باشد چون وجودش می‌تواند در محور خیر بسط پیدا کند. اساسا خداوند مقصد خلقت را همین نقطه قرار داده است و همین کلمه انسان است که دست خداوند در توزیع خیرات در عالم می‌شود.