ادبیات فلسفه علم از دهه شصت در غرب شکل گرفت. ابتدا متولد شد بعد اسم و رسم یافت. بیشتر هم توسط دانشمندان علوم پایه مطرح شد. -ما باید همان هنگامی که دارالفنون را زدیم به لایه‌های معرفتی آن توجه می‌کردیم. لذا ما با ۲۰۰ سال تاخیر این مسیر را رفتیم و از ابتدای برخورد با علم مدرن واژگونه با آن برخورد کردیم.

همواره علوم ما با حکمت تجانس داشته و حکمت رایج در گذشته حکمت مشا و اشراق بود. وقتی حکمت متعالیه آمد تا در فضای فلسفه مستقر شود ۲۰۰ سال طول کشید و به مرور ملاصدرا شناخته شد. وقتی شناخته شد باید پیامد دستگاه فلسفی خود را در علوم نشان می‌داد ولی ما نتوانستیم این کار را کنیم لذا امروز باید با همتی ضمن شناسایی علوم مدرن با عقبه فلسفی امتزاج ایجاد کنیم.

کلاس درس، تنها فضا برای گفت‌وگوی مستقیم با نسل جدید

ما با یک جامعه در حال شکل‌پذیری و دائما در حال تغییر مواجه هستیم خصوصا نسل جوان دچار بحران‌های متنوعی می‌شود. این را ضمیمه کنید به اثرگذاری نهادهای مرجع مثل مدرسه و خانواده که کم‌رنگ شده و اینکه حضور نسل جدید در فضای مجازی بیشتر شده. از سویی بخش غالب جامعه مخاطب رسانه رسمی ما نیستند. این مسیری که پالایش نشده در فریب جنگ شناختی به ذهن مخاطب منتقل می‌شود و نیاز است برای تصحیح و ارزیابی و سم‌زدایی، بخش‌های مطمئن جامعه با جوانان گفت‌وگو کنند.

در فضای مجازی این گفت‌وگو آسان نیست چون نسل جدید مخاطب ما نیستند. کجا با اینها طرف گفت‌وگو هستیم؟ تنها جا فضای کلاس درس است. در اینجا امکان گفت‌وگو و تخاطب وجود دارد. از این نظر کلاس دروس معارف هم فرصت بزرگی است و هم مسئولیت بزرگی است. مسئله‌شناسی، اشراف به آنچه در حال جریان است و طراحی مسیر برای تولید محتوا از اهمیت زیادی برخوردار است. از سویی فضای مجازی در کنار تهدیدات فرصت‌های بزرگی هم ایجاد کرده است و اگر حرف حق را به گوش مخاطب برسانیم اثرگذار می‌کند.

اتفاقی که امروز در اروپا و آمریکا می‌بینیم فرصت بزرگی برایمان ایجاد کرده است. طبق نظرسنجی‌ها ۶۷ درصد جوانان آمریکایی خواهان توقف جنگ هستند. طبق نظرسنجی هاروارد ۵۱ درصد جوانان خواستار نابودی اسرائیل هستند. این جریان ممکن است عکس العمل نسبت به جامعه باشد ولی نشان می‌دهد بقیه کشورها هم نگران جریانی در جامعه خودشان هستند که خلاف سیاست‌های رسمی آنها است.