تدریس تفسیر حکیمانه شهید محمد علی لطفیان سرگزی در مسجد مولی المهدی در شهر سئوتا در اسپانیا
پیش از «هل بسیطه» و پاسخ آن، از «هل مرکّبه» پرسیده و از افق خویش، پیشاپیش پاسخش را نیز دانسته میپندارید!
بر آشنایان بیغرض با تاریخ متأخّر و معاصر فقاهت شیعی هویداست که پاسخگویی مجتهد جامعالشرایط به استفتائات -بیآن که اعلام مرجعیّت کند- و نیز اخذ وجوهات شرعی از سوی چنین کسی امری جدید نیست و همواره مرسوم و معمول بوده است که برای نمونه میتوان به حضرات آیات عظام گلپایگانی، شریعتمداری، مرعشی نجفی، عباسعلی شاهرودی، و ... در زمان حیات مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) و پیش از رسیدن این بزرگان به مقام مرجعیّت اشاره کرد.
کسانی که اندک آشنایی با فقه و فقاهت و نیز تاریخ آن داشته باشند، میدانند که «اجتهاد» به مثابة شالودة مرجعیّت «ارثبردنی» نیست؛ بلکه «کسبکردنی» است و جز با خون دل به کنار نیاید. بر این پایه فرزندان مراجعی که به درجهی اجتهاد رسیده و بعدها نیز به مقام مرجعیّت رسیدند، بیشک بهرة کوششها و خوندلخوردنهای خویش را –که نخست به اجتهاد و سپس به مرجعیّت ختم شده- بردهاند. ورنه چه بسیار مراجعی که فرزندان فاضلی هم داشتهاند؛ امّا نه به اجتهاد رسیدند و نه به مرجعیّت. امّا از میان مراجعی که فرزندانشان با کوشش خویش به اجتهاد نائل آمده و برخی نیز به مقام مرجعیّت رسیدهاند، تنها به دو نمونه اشاره میگردد:
مرحوم آیتالله العظمی سید اسماعیل صدر (م ۱۳۳۸ ق) سرسلسله خاندان صدر، پس از میرزای شیرازی در زمرة مراجع تقلید بود. پسرش مرحوم آیتالله العظمی سیّد صدرالدین صدر (م 1373ق) -از آیات ثلاث و وصی مرحوم آیتالله العظمی شیخ عبدالکریم - نیز نخست به درجة اجتهاد و سپس به مرجعیّت رسید.
، مرحوم آیتالله العظمی سیّد رضا صدر (م 1373 ش)، فرزند سیّد صدرالدین صدر است. به گواهی تاریخ معاصر، ایشان در دهة 30 -یعنی در زمان حیات مرحوم آیتالله العظمی بروجردی (ره) - در حالی که کمتر از چهل سال از عمر شریفش گذشته بود، در قم و اصفهان مقلّدینی داشته است. (1) این در حالی است که ایشان نیز همچون استادم هیچگاه خود را در معرض مرجعیّت قرار نداد و با وجود خواهش و اصرار زیاد دوستان برای انتشار رساله، آن را چاپ و منتشر نکرد.
آیتالله العظمی گلپایگانی (ره) در بخشی از وصیتنامه خود نگاشتند: «اموال و املاك و موسساتي كه به نام يا تحت نظر اينجانب به هر عنوان اداره ميشده ... با تصدي نورچشمان، آقاي حاج سيدمحمد جواد و آقاي حاج سيد محمدباقر دامت توفيقاتهما به طريق شرعي به ترتيبي كه هم اكنون در جريان است، با آن عمل شود و هر كجا كه اذن فقيه لازم است، با اذن جناب مستطاب آيت الله آقاي حاج شيخ لطف الله صافي كه من ايشان را مجتهدي مسلم و عادل مي دانم و پس از ايشان، با يكي از مجتهدين مسلم و عادل حوزه علميه قم عمل گردد.»
. آیتالله العظمی فاضل لنکرانی (ره) نیز در مضامینی مشابه در دو وصیّتنامة خویش مرقوم فرمودند: «در کارهای مزبور [پرداخت شهریه و تربیت طلاّب در مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام و شعب آن] دو شعبه دفتر در تهران و یک شعبه در مشهد مقدس و یکی در افغانستان و دیگر در مسکو و برخی در جاهای دیگر وجود دارد که میبایست کمال ارتباط با آنها حفظ شود و مشکلات حوزهها از یک طرف و اشاعه و ترویج مکتب تشیع به وسیله آنها انجام گیرد و حل شود و نیز کارهای مختلف دیگر که جای ذکر آنها نیست باید به صورت مطلوب عملی گردد ... اموالی را که از این حقیر باقی میماند یا در شهریه طلاب حوزه علمیه قم صرف شود و یا در اداره مؤسسه مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام و تشخیص آن بعهده وصی اینجانب میباشد ... وصی حقیر در جمیع موارد فوق بنده زاده محمدجواد میباشد و ناظر احمدآقا ... [و] مخفی نماند که فرزند عزیزم محمدجواد فاضل لنکرانی که بحمدالله و المنه با نظارت مستقیم اینجانب به درجه رفیع اجتهاد رسیده [است].»
تأمل در دو وصیّت فوق به خوبی نشان میدهد که تفاوت جوهری میان این و آن نیست؛ جز در این که مصداق «مقام تصدّی» و «مقام فقاهتی» -که اذن وی برای تصدّی در موارد منوط به اذن فقيه لازم است- در وصیّت نامة نخست جدا انگاشته شده –به این صورت که مقام تصدّی به عهدهی آقازادگان مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی نهاده شده و حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانی مدظله چونان فقیهی که اذن او لازمة برخی تصرّفات است تعیین گردیده – امّا در وصیّتنامة دوّم هر دو عنوان جمع گردیده و در شخص استادم حضرت آیتالله جواد فاضل لنکرانی تبلور یافته است.
. باز بر اهلش پوشیده نیست که سرنامة «وصیّ» وقتی مضاف «مرجع تقلید» قرار میگیرد، بار مفهومی ویژهای غیر از «وصیّ» مزبور در باب وصایای فقه مییابد. به دیگر سخن؛ بنابر عرف حوزوی و قانونی نانوشته، وصیّ مرجع متوفّی در حقیقت عنوان «مرجع شأنی» دارد. به عنوان نمونه مرحوم آیت الله العظمی صدرالدّین صدر به عنوان وصیّ مؤسس عالیقدر حوزة علمیّه قم، و حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی چونان وصیّ فقهی مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) شایان ذکر است. با این حال استادم هرگز این مورد را گوشزد ننموده و در صدد بهرهبرداری از این عرف رایج برنیامده است.
در پایان از حضرت صورة الصور -تعالی شأنه- میخواهم تا این نوشتهها را برای منصفین، مصداق «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ» قرار دهد؛ گرچه میدانم برای غیر ایشان، مصداق «وَ زَادَهُمْ نُفُورًا» خواهد بود.
لطفیان رئیس مرکز جامعه المهدی(عجل اله ) کتاب «قد قامت التفسیر » و جواهرانه - «تحقیق برتر در عرصه مطالعات اسلامی و قرآنی» - اثر علمی استاد لطفیان سرگزی فعال قرآنی. مشاور حوزوی رئیس جمهور -نماینده ویژه و تام الاختیار رئیس جمهور محمد علی رجائی -دارالتفسیر علامه آیت الله لطفعلی لطفیان سرگزی تحت نظارت موسسه در راه حق قم سال تاسیس 1343- خاطرات حضرت آیت الله غلامحسین رئوفی - محمدرضا علیزاده قائم مقام رئیس شورای نگهبان -شیخ نبیل قاووق و حجت الاسلام علی کورانی پژوهشگر، محقق و نویسنده برجسته لبنانی