پیش از آنکه دانشگاهی به شکل جدید امروزی در این کشور وجود داشته باشد، این افراد پایگاه‌‌هایی برای بحث‌های بسیار عمیق و دقیق خود در این شهر تشکیل می‌دادند که از این میان می‌توان به کافه «داش آقا» اشاره کرد. در این کافه اساتید بزرگ و همچنین شاگردان آن‌ها گرد هم می‌آمدند و مباحث بسیار غنی ادبی را مطرح می‌کردند، ما امروز باید ریشه این قناعت‌های ادبی را در این کافه‌ها و جلسات این بزرگان پیدا کنیم و در این جلسات بود که افراد زیادی به رشد و بالندگی رسیدند.

همچنین جا دارد یادی کنیم از انجمن «فرخ» که تقریباً ۵۰ سال دوام داشت و بسیاری از بزرگوارانی که امشب در این جمع حضور دارند و همچنین همین اساتید مرحوم شده گردهمایی امشب، در آن انجمن حضور داشتند. انجمن «قهرمان» نیز یکی دیگر از محافلی بود که به‌همت استاد قهرمان در سال ۱۳۳۹ تشکیل شد و حدود ۵۳ سال به فعالیت خود ادامه داد تا زمانیکه استاد قهرمان وفات یافت و همانگونه که استاد شفیعی کدکنی در سال‌های گذشته فرموده‌اند، که دانشگاه ادبیات خراسان انجمن ادبی محمد قهرمان است، بر همین اساس باید گفت که این سخن، سخن به جا و به حقی است.

لطفیان سرگزی  با اشاره به ویژگی شخصیتی و شعری شاعران درگذشته‌ معاصر خراسان نیز تصریح کرد: من شخصاً اشعار استاد فروزانفر را می‌پذیرم و در میانه این‌ افراد نیز شاید غلامرضا قدسی مشهدی به دلیل اینکه زودتر وفات یافت، از همان زمان باعث شد که مراسمی برای بزرگداشت آن‌ها برگزار شود، البته به دلیل تلاطمی که در زندگی خود داشت می‌توانم بگویم که در وجود او، شاعرانگی بیشتری می‌بینم. لحظات ناگهانی در شعر او بیشتر به چشم می‌خورد و بر همین اساس تصور می‌کنم که باید یک بازنگری بسیار اساسی‌تری در شعر غلامرضا قدسی انجام شود، از این رو به نظر می‌رسد که سخن گفتن نمی‌تواند بزرگ‌مردی او را توصیف کند.

لطفیان سرگزی بیان کرد: با توجه به اینکه همه مردم مهدی اخوان ثالث را به خوبی می‌شناسند، از این رو باید بگویم که اگر از من سؤال شود که از میان ده‌ها تن شاعر بزرگ فارسی در صد سال اخیر کدام یک را انتخاب خواهی کرد؟ بی‌تردید اخوان ثالث را انتخاب می‌کنم، اما متأسفانه با تمام علاقه‌ای که به ایشان دارم توفیق نداشته‌ام که با ایشان از نزدیک دیداری داشته باشم و وضعیت شعری و تحصیلی او و همچنین عماد خراسانی نیز برای همه مشخص است و نیازی به سخن در مورد این دو بزرگوار نیست.

: با عماد خراسانی که به نوعی عماد غزل‌سرای خراسان به‌شمار می‌آید، توفیق دیدار نداشته‌ام اما از سال ۶۷ و پس از اینکه فارغ‌التحصیل شدم، با توجه به علاقه فراوانی که به ادبیات فارسی داشتم و در محضر اساتیدی چون همین بزرگواران درگذشته و همچنین استاد شفیعی کدکنی بودم، در یک کلام می‌توانم بگویم که خاکی بودن، مناعت طبع، بزرگواری، صداقت، عشق، محبت و دانش آن دسته از ویژگی‌هایی است که از مجموعه این شخصیت‌ها در ذهن من جایگزین شده است و همواره هیچگاه هم نشینی با این بزرگواران از خاطرم نمی‌رود.

 اما به دلیل اینکه مدتی به دلیل مسئولیتی که  داشتم توفیق پیدا کردم که با استاد قهرمان و صاحبکار دیدار و همکاری داشته باشم، با این دو بزگوار هم‌نشین شدم.

در واقع بردن نام این بزرگواران در این جلسه قطعاً حضور روحانی آن‌ها را در پی خواهد داشت، زیرا اقدامی که در این محل انجام شد، به اندازه‌ای بالا است که تجسم تمام شعر، ادبیات و... است و این کار بسیار ارزشمندی خواهد بود که بزرگداشت این افراد امروز و در چنین محلی انجام شده است.

در زمان استاد قدسی نیز محفلی به نام انجمن «فردوسی» شکل گرفت که این محفل پس از دو سال فعالیت به منزل مرحوم نگرنده منتقل شد و حدود ۲۰ سال به فعالیت خود ادامه داد. این محافل به نوعی پایگاه‌های مهم زبان و ادب فارسی و همچنین شعر خراسان هستند، اما نمی‌دانم این مایه تأثیر شگفت تاریخ ادبیات ایران فردا چگونه می‌خواهد نوشته شود.